Kategorie: پیشخوان
-
در نهایتِ شب
از مجموعهداستانِ پدر،پسر، روحالقُدُس/ نشرِ نوگام/ لندن می ۲۰۲۵ weiterschreiben.jetzt منتشرشده در نهایتِ شبِ تهران. فرسودگی نورها. درماندگی سایهها. سکوتِ خَفکردهی رازآلود. نهایتِ پوچی چیزها. میانهی خیابانی در شمال از شمالِ غربی، پشتِ بزرگراه، چیزی سیاه افتاده است در بالکنِ طبقه دهمِ ساختمانی میانهی این خیابان زن و مردی ایستادهاند و سیگار میکشند. زن میگوید…
-
فهرستواره: شب است و… اندیشههای پریشانِ شبانه
فهرستواره متنِ کوتاهی است که با هدفِ ارایهی نمایی کلی و روشن از یک موضوع نوشته میشود و ساختاری فهرستمانند (با شماره یا جدول) دارد. متن آلمانی فهرستوارهی زیر در اینجا منتشر شده است. ۱ مانی، معروف به پیامبرِ نقاش، میگفت «تاریکی در فراز است و روشنی در فرود.» و در پایانِ جهان نبردی بزرگِ…
-
داستانهای برگزیده
بیژن بیجاری لوکیشنِ عشقناباوری، نوشتهی بهرام مرادی منتشر شده در بخش داستان رادیو زمانه: ۳ آذر۱۳۹۴ از ارنست میلر همینگوی، که بیگمان در شمارِ پدرانِ داستانِ کوتاهِ امروزی ست، نَقلست که: «اُبهتِ تیغهی کوهِ شناورِ یخی، برآمده و ناشی از آن هفت هشتمی ست که در سطحِ زیرینِ آب پنهانست.» آیا منظورِ همینگوی جز اینست…
-
برهنه در باد و ترسولرزهای رُماننویسی ما
منتشرشده در روزنامهی فرهیختگان/ تهران/ سهشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۰ سرانجام محمد محمدعلی در رُمانِ «برهنه در باد» اغلب دستمایههای موردِ علاقه در آثارِ قبلیاش را: محلههای تهران، تیپها و شخصیتهای مختلفِ کارمندان، کاسبکارها، بازنشستهها، جاهلها، کفتربازها، بزنبهادرها، عشق و عاشقیها، قتلهای حیثیتی و ناموسی، بچهسربهزیرهای درسخوانهای زود سیاسیشده، ازمابهترانِ قصهها و بچهتُخسهایی که بازیگوشانه این…
-
خاطرهها و داستانها
نگاهی به مجموعهداستانِ «از زیرِ خاک» نوشتهی نسیم خاکسار داستانهای این مجموعه را میتوان از نظرگاهِ ساختاری به چند دسته تقسیم کرد داستانهای موقعیتی: چون داستانهای «وقتی لیز غرق شد»، «راهبندان»، «اِد زیاد کشش نده»، «بر گورِ آنِت»، «مُنجیها داستانهای نمادین: چون «قتلِ پرندهباز»، «سگِ کور»، «یک پارک با چهار نیمکت» و یک پرندهی کوچک…
-
چمدانت را باز کن
منتشرشده در وبسایتِ اَمل برلین آنچه از سرزمین پدری در چمدانم داشتم” عنوان شب شاعران فارسیزبان در بیستوسومین جشنواره شعر برلین بود. بهرام مرادی، نویسنده مهمان امل برلین، نگاهی دارد به این شب. به مهاجرت که آمدی چه همراه داشتی؟ وقتِ فرار، وقتِ کندن، چارهیی نداری جز اینکه ضروریترین وسایلت را در کیف یا ساکی…
-
L
Wir waren erst kürzlich neu in diese Wohnung eingezogen. Es ist ein Neubau und die Miete entsprechend hoch. Dafür hat sie einen winzigen Garten durch Sträucher und Bäume vom Parkplatz abgeschirmt. Zu ihm gelangt man über einen schmalen Zugang. Es war dieser kleine Garten, der meine Frau überzeugt hatte. Bei gutem Wetter würden wir uns…
-
Dora, eine Frau mit Dreißig [1]
. Das Erzählband „Der Mann unter dem Baum auf der Straßenseite gegenüber“ wurde im Jahr 2006 für das beste Erzählband des Jahres in Iran, von „Golshiri Fundation“ nominiert. „Dora….“ ist eine Erzählung von dem Buch. . Aus dem Persischen von Ruth Masuch Zitat Dora: „Picasso? Ein Parfüm, das ich ganz besonders liebe!“ Riva, Doras Schwester,…
-
نقد و بررسی رُمانِ سنگینی دیگران
کارگاه داستاننویسی ونکوور . منتشرشده در رسانه همیاری بعد خواندن بخشهایی از این رمان توسط نویسنده، استاد محمدعلی اضافه کرد که در این رمان هم نویسنده بهخوبی نشان داده که نگاه پژوهشگرانه دارد. او در این رمان به درون مسائلی رفته است که نزدیک به سی چهل سال از آن گذشته و بخشی از تاریخ…