گفتار کوتاهی در برنامهی دریافتِ «بورسیهی شامیسو» که از سوی بنیاد فریدریش بائر بهمناسبت انتشارِ رُمانِ «سنگینی دیگران» به زبانِ آلمانی داده شد
برپایهی تحلیلِ درخشانِ هانا آرنت، حکومتهای تمامیتگرا انسانهای تنها و سرخورده را گردآوری میکنند، یک سیستمِ بستهی اندیشگی به آنها عرضه میکنند و دهشت برپا میدارند تا صداهای دیگر را سرکوب کنند؛ اما چیزی که آنها نمیتوانند پیشبینی کنند انسانهایی هستند که (باز هم با وامگیری از آرنت) آن کابوسی را که ما در خوابهایمان میبینیم و تمامیتگراها در روز اجرا میکنند، برهم میزنند
:بگذارید داستانکی برایتان بگویم
روزی روزگار جوانی در شبکههای اجتماعی متنهای کوتاه و کنایهآمیزی در نقدِ حکومت تمامیتخواه کشورش مینوشت. یک روز رهبر رژیم جملهیی در یکی از این شبکهها منتشر کرد. جملهاش نقطهی پایانی نداشت. کامنتِ این جوان تنها یک نقطه بود. او چند روز بعد به اتهامِ «توهین به رهبر»، «برهمزدن نظمِ عمومی» و «جاسوسی برای کشورهای دشمن» دستگیر شد. گروتسگی که در این داستانک موج میزند را شاید کافکا نوشته باشد؛ شاید هم تخیلاتِ بیمارگونهی کسی است که برای حل مشکلاتِ بیشمارِ زندگی تنها راهی که میشناسد «پاکسازی» است؟ اما این داستانک واقعیت دارد. نویسندهی آن «نقطه» جوانی است بهنامِ «حسین شنبهزاده» که ماه گذشته سیوهفت سالگی خود را در زندانِ تهران جشن گرفت. او که ویراستار است ارزشِ واژهها و نقطهها را میشناسد و گرچه در وطنش زندگی میکند، اما همچون من تبعیدی است. او ایدئولوژی سیستم تمامیتگرا را بهسخره گرفت و کوتاهترین داستانکِ جهان را با ژرفترین مفهوم و هشیارانهترین فرم نوشت. انگیزهی من در نوشتنِ رُمانِ «سنگینی دیگران» نشاندادنِ همین نقطههای گمنام بود؛ انسانهایی که «امید»های واهی را به کناری مینهند و دست به کنشی شجاعانه و شرافتمندانه میزنند.
:تشکر میکنم از بنیاد فریدریش باوئر برای اهدای بورسیهی شامیسو؛ و همچنین کسانی که زمینههای انتشارِ این کتاب فراهم کردند
یوهنا آدیکس ـ دوستِ سالیان که از اولین سالهای پناهندگی پشتیبانم بوده؛ .
آنیکا رایش ـ نویسندهیی سرزنده که ستونِ «وایتر شرایبن برلین» است؛ .
گابریلهی فون آرنیم ـ نویسندهیی که زندگیش نمونهیی از کنشِ شرافتمندانه است؛ .
میشائیل کروگر ـ نویسنده و انسانی فرهیخته. و مگر بدونِ او این کتاب شانسی برای انتشار در لابیرنتهای نشرِ آلمان را داشت؟ .
سارا رائوخفوس ـ مترجمِ صبور با حساسیتِ زبانی تحسینبرانگیز؛ .
. و سرانجام شریکِ زندگیام مریم مردانی ـ نویسندهیی که اولین خوانندهی آثارم است و عشق به من ارزانی داشته است .
سپاسگزارم



















Hinterlasse einen Kommentar