Kategorie: نگاه من

  • برهنه در باد و ترس‌ولرزهای رُمان‌نویسی ما

    منتشرشده در روزنامه‌ی فرهیختگان/ تهران/ سه‌شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۰ سرانجام محمد محمدعلی در رُمانِ «برهنه در باد» اغلب دستمایه‌های موردِ علاقه در آثارِ قبلی‌اش را: محله‌های تهران، تیپ‌ها و شخصیت‌های مختلفِ کارمندان، کاسب‌کارها، بازنشسته‌‌ها، جاهل‌ها، کفتربازها، بزن‌بهادرها، عشق و عاشقی‌ها، قتل‌های حیثیتی و ناموسی، بچه‌سربه‌زیرهای درس‌خوان‌های زود سیاسی‌شده، ازمابهترانِ قصه‌ها و بچه‌تُخس‌هایی که بازی‌گوشانه این…

  • خاطره‌ها و داستان‌ها

    نگاهی به مجموعه‌داستانِ «از زیرِ خاک» نوشته‌ی نسیم خاکسار داستان‌های این مجموعه را می‌توان از نظرگاهِ ساختاری به چند دسته تقسیم کرد داستان‌های موقعیتی: چون داستان‌های «وقتی لیز غرق شد»،  «راه‌بندان»، «اِد زیاد کشش نده»، «بر گورِ آنِت»، «مُنجی‌ها داستان‌های نمادین: چون «قتلِ پرنده‌باز»، «سگِ کور»، «یک پارک با چهار نیمکت» و یک پرنده‌ی کوچک…

  • چمدانت را باز کن

    منتشرشده در وبسایتِ اَمل برلین آن‌چه از سرزمین پدری در چمدانم داشتم” عنوان شب شاعران فارسی‌زبان در بیست‌وسومین جشنواره شعر برلین بود. بهرام مرادی، نویسنده مهمان امل برلین، نگاهی دارد به این شب. به مهاجرت که آمدی چه همراه داشتی؟ وقتِ فرار، وقتِ کندن، چاره‌یی نداری جز این‌که ضروری‌ترین وسایلت را در کیف یا ساکی…

  • روشن‌نگه‌داشتنِ چراغِ کدام ادبیات؟ ۴

    این بخش به دلیل این‌که از نظر تحریریه‌ی وبسایتِ «رسانه‌ی پارسی» کم‌تر به فضای «سیاسی» زمانه پرداخته بود منتشر نشد. در اعتراض به این نکته همکاری من با این سایت به‌ پایان رسید و نوشتنِ این متن‌ها که می‌توانست کوششی باشد در پی‌جویی علت‌های درونی بی‌رونقی ادبیاتِ تألیفی در ایران، ادامه پیدا نکرد. چرا آثارِ تألیفی…

  • روشن‌نگه‌داشتنِ چراغِ کدام ادبیات؟ ۳

    منتشرشده در وبسایتِ رسانه‌ی پارسی چرا آثارِ تألیفی منتشرشده در ایران تیراژهای اندکی دارند؟ در بخش‌های پیش برای یافتنِ سرنخ‌های آن عواملِ درونی که موجبِ بی‌اعتنایی مخاطب است، نگاهی داشتم به سه کتاب. در این بخش به کتابی دیگر می‌پردازم. قنادی ادوارد؛ روزگارِ زرنگی مجموعه‌داستانِ «قنادی ادوارد» نوشته‌ی آرش صادق‌بیگی/ نشرِ مرکز/ ۱۳۹۷/ تیراژ: هزار…

  • روشن‌نگه‌داشتنِ چراغِ کدام ادبیات؟ ۲

    منتشرشده در وبسایتِ رسانه‌ی پارسی: در بخشِ اولِ این سلسله متن‌ها پرسشم را این‌گونه طرح کردم که چرا عرضه و تقاضا در بازارِ نشرِ ادبی ایران به سودِ ترجمه است و نه آثارِ تألیفی؟ و برای پیگیری پاسخ، گذشته از اشاره به سانسورِ سیستماتیک و چالش‌های گوناگونی که گریبان‌گیر کشور است، تلاش کردم با بررسی…

  • روشن‌نگه‌داشتنِ چراغِ کدام ادبیات؟ ۱

    منتشرشده در رسانه‌ی پارسی کم‌تر از سه ماه پیش ـ ۳ آبانِ ۱۴۰۱ ـ دو رویدادِ ادبی‌فرهنگی در جریانِ خیزش انقلابی در ایران رخ داد که میانِ سیلِ خبرها گم شد. اولینش «بیانیه‌ی مترجمان ایران در همراهی با جنبش زن، زندگی، آزادی بود که به امضای حدود سی‌صد نفر ـ که اکثریت‌شان در ایران زندگی…

  • گاماسیاب ماهی ندارد؛ متن و حاشیه

    منتشرشده در سایت رادیو زمانه نگاهی به رُمانِ «گاماسیاب ماهی ندارد» نوشته‌ی حامد اسماعیلیون/ نشرِ ثالث/ ۱۳۹۲ با شتاب‌گرفتنِ نبردِ مردم با رژیمِ جمهوری اسلامی در ایران و همراهی استوارِ تبعیدی‌ها و مهاجرینِ ایرانی در خارج از کشور ، تلا‌ش‌هایی شکل گرفته و می‌گیرد با هدفِ مخدوش‌کردنِ چهره‌هایی که به نمادهای مبارزه با رژیم تبدیل…

  • لحظه‌ی رویارویی با گاو[1]

    نگاهی به رُمانِ «من در پرانتز» نوشته‌ی فریبا صدیقیم/ نشرِ آفتاب، نروژ/ ۲۰۲۱ رُمانِ «من در پرانتز» اثری موفق است. موفقیتِ نویسنده در این است که اثرش پیرنگی محکم، پویا و هدفمند با فضاها و شخصیت‌های باورپذیر دارد، به شخصیت‌هاش امکانِ برون‌فکنی می‌دهد و می‌گذارد به هدفِ منطقی کنش‌ و واکنش‌هاشان برسند. از نقطه‌ی درد…